ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
36
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بمردم امر كرد آنچه در بازارها فروخته مىشود به در خانه زنان برده به آنها بفروشند و دستور داد فروشندگان ( مرد ) بايد با خود ابزارى بمانند چمچمه داشته باشند كه شيئى مطلوب را در آن نهاده و به زن كه در پشت در است دراز كرده بدهند و در آن آنچه دلخواه اوست خريدارى كند ، هر گاه راضى شد و خريد بهاى آن را در همان ظرف گذاشته و شيتى مطلوب را برداشت ، و اين همه بخاطر اين بود كه روى زن را كسى نهبيند و مردم از اين كار دچار دشوارى بزرگى شدند . همين كه الحاكم مفقود گرديد ، بعد از او فرزندش ابو الحسن جاى او را گرفت و ملقب به الظاهر لاعز از دين اللّه گرديد و براى او بيعت گرفته شد و كارها را زير نظر وزير ابى القاسم على بن احمد جرجرائى قرار داد . بيان تصرف عراق بوسيله مشرف الدوله در ذى حجه اين سال ، كار ابى على مشرف الدوله بن بهاء الدوله بزرگى يافت و و مخاطب بامير الامراء گرديد و سپس عراق را تصرف كرد و برادرش سلطان الدوله را از آنجا براند . سبب اين رويداد اين بود كه سپاهيان بر سلطان الدوله سربلند كردند و مانع از حركت وى شدند و خواست ترتيبى به كار مشرف الدوله در ملك دهد . به سلطان - الدوله مشورت داده شد او را دستگير نمايد ، و او اين كار را نتوانست بكند . سلطان الدوله خواست به واسط برود سپاهيان گفتند : فرزند يا برادر خود مشرف الدوله را بايد نزد ما گذارى ، سلطان الدوله با برادرش مكاتبه كرد . او نخست امتناع ورزيد و سپس ، بعد از مراجعهء ديگر پذيرفت و با هم اتفاق نمودند و در بغداد همديگر را ديده و قرار آنها بر اين شد كه ابن سهلان را به خدمت نگيرند ، و با اين قرار سلطان الدوله بغداد را به قصد اهواز ترك كرد . و برادرش مشرف الدوله بجانشينى او در بغداد ماند . همين كه سلطان الدوله به « تستر » رسيد ، ابن سهلان را وزير كرد . مشرف الدوله از اين كار متوحش گرديد . سلطان الدوله وزير خود ابن سهلان را مأموريت داد كه برادرش مشرف الدوله را از عراق بيرون كند . مشرف الدوله سپاه بسيار از تركهاى